تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان، در ماههای اخیر به کانون مؤثری تبدیل شده که معادلات بازار نفت و بیمه حملونقل را از بنیاد دگرگون کرده است. بسته شدن این آبراه با دستان مقتدر جمهوری اسلامی ایران، اگرچه اقدامی در چارچوب مناسبات دفاعی و راهبردی تهران تفسیر میشود اما پیامدهای آن فراتر از مرزهای منطقه، ساختار صادرات نفت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و همپیمانان آمریکا را به سمت الگوهایی سوق داده که پیش از این عمدتا مختص کشورهای تحت تحریم بود.
افزایش ریسک و جهش هزینهها
افزایش ریسک امنیتی در تنگه هرمز، نخستین حلقه زنجیره واکنشهای بازار است. با افزایش تهدیدات علیه شناورهای تجاری، شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران که خارج از ضوابط ایران از تنگه هرمز قصد عبور دارند، گذر از این آبراه را نه یک مسیر تجاری معمول، بلکه عملیاتی پرخطر تلقی میکنند. دادههای میدانی نشان میدهد هزینه حمل نفت از بنادر کشورهای عرب از ابتدای سال جاری تاکنون تا ۳۰ برابر افزایش یافته است. این جهش بیسابقه، نه صرفاً ناشی از افزایش نرخ کرایه، بلکه محصول جانبی رشد انفجاری حق بیمه جنگ و افزایش حقالزحمه خدمه شناورهایی است که حاضر به پذیرش ریسک عبور از منطقه جنگی خارج از حکمرانی جمهوری اسلامی ایران میشوند.
بیشتر بخوانید: تعداد کودکان ۰ تا ۱۷ سال در عمان به ۱.۵ میلیون نفر در ۲۰۲۵ رسید
ظهور ناوگان تاریک عرب
دومین حلقه، واکنش عملی کشورهای عرب و همپیمانان آمریکا به این وضعیت است. وقتی مسیرهای خارج از حکمرانی ایران و شناورهای دارای بیمه معتبر بینالمللی عملاً غیرقابل استفاده یا بسیار پرهزینه میشوند، صادرکنندگان ناچار به استفاده از شناورهایی رو میآورند که خارج از چارچوب نظارتی ایران عمل میکنند. بر اساس گزارشها، شمار نفتکشهای "ناوگان تاریک" عرب به مرز ۴۰۰ فروند نزدیک شده است. این شناورها با خاموش کردن سیستمهای شناسایی خودکار (AIS)، تغییر مکرر پرچم و هویت و انجام عملیات انتقال کشتی به کشتی در آبهای عمان، تلاش میکنند بخشی از نفت خود را به بازارهای جهان برسانند. آنچه این تحول را از نظر راهبردی قابل توجه میکند، جابهجایی نقشهاست. الگویی که پیشتر به عنوان ابزار دور زدن تحریمها توسط ایران و روسیه شناخته میشد، اکنون به راهبرد بقای صادرات متحدان عرب آمریکا در منطقه تبدیل شده است.
تحلیل زنجیره واکنشها نشان میدهد بسته شدن تنگه هرمز، فراتر از یک اقدام نظامی - امنیتی، یک شوک تمامعیار به معماری تجارت انرژی جهان وارد کرده است. جمهوری اسلامی ایران در حال تعریف یک معادله جدید در دنیاست؛ معادلهای مبتنی بر امنیت برای همه یا هیچکس؛ معادلهای که تحمیل هزینه بر تهران را جهانی میکند و از این رو برای ایران بازدارندگی ایجاد خواهد کرد.
در نهایت، تنگه هرمز همچنان گلوگاهی است که هیچ جایگزین کاملی برای آن وجود ندارد و تا زمانی که این آبراه در وضعیتی خارج از نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران بخواهد فعالیت کند، بازیگران منطقهای ناچار به پذیرش هزینههای سرسامآور و رو آوردن به ابزارهای غیرمتعارف خواهند بود.
بیشتر بخوانید: کویت و فرانسه توافقنامههای همکاری امضا کردند · سفر سرگئی لاوروف به ایران و ابعاد دیپلماتیک آن




