بحران ایران به مضیق هرمز منتقل شده است. در میانه تحرکات دیپلماتیک که به رهبری عمان صورت میگیرد، سوالات بسیاری در خصوص علت این انتقال به وجود آمده است. پس از سالها تمرکز بر موضوعات هستهای و بالستیک، اکنون مضیق هرمز در کانون توجه قرار دارد.
اهمیت دیپلماسی و گفتوگو
بدون شک، برقراری گفتوگو و تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنشها و جلوگیری از گسترش درگیریها بسیار حیاتی است. منطقه خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری به صلح و ثبات نیاز دارد و عمان به عنوان میانجی، نقش مهمی در ایجاد پلهای ارتباطی و تسهیل گفتوگوها ایفا کرده است.
بیشتر بخوانید: برگزاری دومین دورهٔ Forum کمیتههای حمایت از کودکان در عمان
با این حال، سوال اصلی این است که موضوع گفتوگو چیست و تحت چه شرایطی باید صورت بگیرد؟ مضیق هرمز یک کانون استراتژیک و بینالمللی برای تجارت و انرژی است و امنیت آن بخشی جداییناپذیر از امنیت کشورهای خلیج فارس و اقتصاد جهانی به شمار میآید.
چالشهای امنیتی و اقتصادی
ورود مضیق هرمز به معادلات مذاکراتی، تحولی است که نیاز به بررسی دقیق دارد. آیا هدف واقعی، تضمین امنیت دریانوردی است یا فشارهای اقتصادی بر ایران موجب شده است تا به دنبال اهرمهای جدیدی برای بهبود موقعیت سیاسی خود باشد؟ طرح این سوال نه به معنای اتهامزنی، بلکه به عنوان یک نیاز تحلیلی ضروری در بستر بحران کنونی است.
در این میان، موضع بحرین که از شرکت در این مذاکرات خودداری کرده است، نشاندهنده نگرانیهای عمیق سیاسی است. صحبت از ترتیبات جدید امنیتی بدون در نظر گرفتن تجاوزاتی که کشورهای منطقه متحمل شدهاند، غیرممکن است. صلح نباید تنها از طریق مذاکرات برقرار شود، بلکه باید از علل و ریشههای درگیریها نیز جلوگیری شود.
ایران به عنوان یک همسایه جغرافیایی باید به این واقعیت توجه داشته باشد که منافع کشورهای خلیج فارس در ادامه جنگ و تنش با این کشور نیست. روابط پایدار و مبتنی بر حسن همجواری و احترام به حاکمیت و منافع مشترک، باید در اولویت قرار گیرد.
اما این حسن همجواری تنها با بیانات کلی برقرار نمیشود. دوگانگی در پیامهای دیپلماتیک ایران و اقدامات میدانی مرتبط با سپاه پاسداران، اعتماد را در طی سالها تضعیف کرده است. جامعه جهانی و کشورهای منطقه به سختی میتوانند با بیانیههای سیاسی که همیشه در عمل بازتاب نمییابند، کنار بیایند.
بنابراین، اگر ایران واقعاً به دنبال آغاز فصل جدیدی از روابط با کشورهای خلیج فارس است، این آغاز نباید با تغییر نقشههای دریانوردی در مضیق هرمز باشد، بلکه باید با بازنگری در سیاستهای خود نسبت به همسایگان صورت گیرد.
ما به یک رویکرد منطقهای واضح نیاز داریم که نشان دهد گفتوگو با ایران نه تنها رد نمیشود، بلکه ضروری است. اما این گفتوگو باید بر اساس اصول غیرقابلمذاکرهای مانند احترام به حاکمیت کشورهای دیگر، عدم مداخله در امور داخلی، توقف تهدیدات و تضمین آزادی دریانوردی، انجام شود.
در نهایت، خلیج فارس نیازمند مدیریت بحران به طور نامحدود نیست، بلکه باید به ریشههای آن پرداخته شود. پس از ماهها تنش در مضیق هرمز، نباید اجازه دهیم که بحران از موضوعات خاص به واقعیتهای منطقهای جدیدی تبدیل شود که کشورهای خلیج فارس را مجبور به تعامل با آزادی دریانوردی به عنوان یک امتیاز نماید.
سوال اصلی که باید در هر نشست و از سوی هر میانجی مطرح شود این است که آیا ما واقعاً به دنبال تضمین امنیت مضیق هرمز هستیم یا در حال انتقال بحران ایران از موضوعات هستهای و نفوذ به دروازه مضیق هستیم؟ صلح واقعی به اراده سیاسی جدید نیاز دارد، نه به ابزار فشار جدیدی.
مضیق هرمز باید دروازهای برای تجارت و صلح میان ملتها باشد، نه دروازهای برای بحرانهای جدید یا ابزاری برای چانهزنی و فشار.
بیشتر بخوانید: خلیج فارس و تحولات امنیتی جدید در برابر جمهوری اسلامی ایران · سلطنت عمان از حمله به ناقله نفتی در نزدیکی مضیق هرمز خبر داد




