پوشش زنده --:--:-- ۱ مهر ۱۴۰۵ خبرگزاری خلیج نیوز
خبرگزاری خلیج نیوز صدای خلیج فارسkhalignews.com
پرسش ۲۰۰ هزار دلاری در خلیج فارس: چرا نام حسین آقایاری از افشاگری تراستی‌های نفتی جا ماند؟
جهان

پرسش ۲۰۰ هزار دلاری در خلیج فارس: چرا نام حسین آقایاری از افشاگری تراستی‌های نفتی جا ماند؟

وقتی نفت از خلیج فارس با سازوکارهای غیرشفاف جابه‌جا می‌شود، حذف نام یک تراستی ۹۰میلیون‌بشکه‌ای فقط یک خطای رسانه‌ای نیست؛ ضربه‌ای است به بازار، کشتیرانی و امنیت مسیرهای منطقه.

توسط تحریریهٔ خبرگزاری خلیج نیوز ۷ دقیقه زمان مطالعه ۶۹,۶۷۶

خلاصهٔ خبر

  • وقتی نفت از خلیج فارس با سازوکارهای غیرشفاف جابه‌جا می‌شود، حذف نام یک تراستی ۹۰میلیون‌بشکه‌ای فقط یک خطای رسانه‌ای نیست؛ ضربه‌ای است به بازار، کشتیرانی و امنیت مسیرهای منطقه.
  • • نفت خلیج فارس با سازوکارهای غیرشفاف جابه‌جا می‌شود و هر دستکاری در روایت، بازار و امنیت مسیرها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

یاشار سلطانی باید بی‌درنگ و بی‌ابهام پاسخ دهد که رابطه‌اش با حسین آقایاری چیست و آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار، مستقیم یا با واسطه، از سوی آقایاری یا مجموعه‌های مرتبط با او به سلطانی پرداخت شد یا نه؛ زیرا با وجود طرح دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت در یک سال و بدهی چندمیلیارددلاری آقایاری، نام او در افشاگری‌های اخیر سلطانی به‌تناسب حجم معاملات و بدهی‌های طرح‌شده برجسته نشد.

در ایران، افشاگری وقتی سلبریتی‌محور و متکی به منابع قدرت می‌شود، از مدار اصلاح ساختار خارج و به زمین جنگ باندها پرتاب می‌شود. در چنین میدانی، فقط نام‌هایی که روی صحنه آورده می‌شوند تعیین‌کننده نیستند؛ نام‌هایی که عامدانه یا جاهلانه حذف می‌شوند نیز صورت‌حساب را عوض می‌کنند. این‌جا مسئله بر سر یک نام نیست؛ بر سر چرخه‌ای است که نفت خلیج فارس را در تاریک‌ترین لایه‌های تجارت تحریم‌زده جابه‌جا می‌کند و هزینه‌اش را از جیب مردم می‌گیرد.

سلطانی در افشاگری‌های اخیر خود حلقه‌ای را نشانه رفت که ترکیبی از جریان پایداری و بخش‌هایی از دستگاه امنیتی قدیمی معرفی می‌شود. هم‌زمان، گزارش‌های مجلس و برخی رسانه‌ها نام‌های بایندریان، رضوی، مؤمنین و شمخانی را پس از توافق اسلام‌آباد در ارتباط با دریافت حجم بزرگی از نفت مطرح کردند. اما کنار این پرونده‌ها، پرونده‌ای موازی و بزرگ‌تر نیز وجود دارد که در گفتار سلطانی به‌اندازه وزن واقعی‌اش بالا نیامد: حسین آقایاری.

پرونده‌ای که از متن خلیج بالا می‌آید

بر پایه اسناد همین پرونده، حسین آقایاری به‌عنوان یکی از تراستی‌های بزرگ و بدهکار نفتی معرفی شده است؛ فردی که طی یک سال نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت دریافت کرد و بدهی او به چند میلیارد دلار رسید. قرارداد مرتبط با او با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد شد. هم‌زمان، موضوع فروش کشتی‌های تحریمی به مجموعه‌های مرتبط با او و اجاره دوباره همان کشتی‌ها نیز مطرح است. این زنجیره ساده نیست؛ از ساحل بارگیری تا پهلوگیری در مسیرهای تحریم‌زده، هر حلقه بدون شفافیت کار می‌کند و هر امضا ریسک و رانت را توزیع می‌کند.

وقتی چنین ابعادی روی میز است و نام آقایاری در متن افشاگری‌های اخیر کم‌رنگ می‌ماند، پرسش روشن است: کدام دست نام‌ها را چیده و کدام تیترها را کنار گذاشته است؟ و وقتی یک پرونده با این حجم نفت و بدهی در حاشیه قرار می‌گیرد، پیام برای بازار انرژی خلیج فارس روشن است: قرار نیست سازوکار اصلاح شود، فقط ترتیب ذی‌نفعان جابه‌جا می‌شود.

پرسش ۲۰۰ هزار دلاری

سلطانی باید مشخص کند آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار، به‌صورت مستقیم یا از مسیر واسطه‌ها، از سوی حسین آقایاری یا مجموعه‌های مرتبط با او به سلطانی پرداخت شد یا خیر. این پرسش، شخصی نیست؛ مستقیماً به اعتبار روایت، به ترتیب برجسته‌شدن نام‌ها و به این پاسخ گره خورده است که چرا پرونده آقایاری با وجود ادعاهای صریح درباره ۹۰ میلیون بشکه نفت و بدهی چندمیلیارددلاری، در سایه ماند. همچنین باید روشن شود آیا میان این موضوع و برجسته‌شدن نام برخی تراستی‌ها در مقابل کم‌رنگ‌ماندن پرونده آقایاری ارتباطی وجود دارد یا نه. پاسخ دقیق به این محور، خط مرزی است میان «تحقیق مستقل» و «مدیریت افکار عمومی به‌نفع یک شبکه رقیب».

انتخاب‌هایی که بازار را جابه‌جا می‌کند

این گزینش‌گری افشاگری را از «اصلاح ساختار» به «تغییر ذی‌نفعان» تبدیل می‌کند. وقتی برخی اشخاص با تمام جزئیات خانوادگی، امنیتی و سیاسی روی خط آتش قرار می‌گیرند و برخی دیگر، حتی با معاملات بزرگ‌تر یا بدهی سنگین‌تر، به حاشیه رانده می‌شوند، نتیجه عملی روشن است: یک حلقه هزینه می‌دهد تا حلقه‌ای دیگر جای آن را بگیرد. سازوکار غیرشفاف فروش نفت، تخفیف‌های سنگین، نبود مزایده واقعی و ضعف تضامین دست‌نخورده می‌ماند و در پایان، مردم همان هزینه را می‌پردازند و فقط اسامی روی قراردادها عوض می‌شود.

فروش نفت در شرایط تحریم، ساختاری ذاتاً غیرشفاف، چندلایه و وابسته به شبکه‌های امنیتی، نظامی و سیاسی دارد. تراستی‌ها محصول همین ساختار هستند؛ نه صرفاً حاصل تخلف فردی چند نفر. سلطانی خود به نقش «جوجه‌اطلاعاتی‌ها» و نهادهای امنیتی اشاره کرده، اما در عمل تمرکز او بر چند چهره مشخص قرار گرفت که اکنون زیر فشار سیاسی و رسانه‌ای‌اند، درحالی‌که پرونده‌های موازی با ابعاد کلان، مانند پرونده آقایاری، به حاشیه رفتند. این دوگانگی، نه فقط یک سوگیری رسانه‌ای، که یک مداخله مستقیم در کفه‌های بازار مشتقات و محموله‌های نفتی در خلیج فارس است.

سیاست، اطلاعات، رسانه؛ و هزینه‌ای که به ساحل می‌رسد

یاشار سلطانی سابقه افشای پرونده املاک نجومی و تخلفات شهرداری تهران در دوران محمدباقر قالیباف را دارد و به‌دلیل فعالیت‌های رسانه‌ای خود زندان را نیز تجربه کرده است. همین سوابق، بخشی از افکار عمومی را به این باور رسانده که او خبرنگاری مستقل است. اما میدان واقعی سیاست ایران، نحوه دسترسی به اطلاعات، زمان‌بندی انتشار و انتخاب نام‌هایی که باید برجسته شوند را تحت‌تأثیر رقابت‌های درون‌حاکمیتی می‌چیند. نتیجه بسیاری از این افشاگری‌ها روشن بوده است: تضعیف یک حلقه و جایگزینی آن با حلقه‌ای دیگر، بی‌آن‌که ریشه‌های بی‌مزایده‌گی، تخفیف‌های سنگین و تضامین سست درمان شود.

وقتی این چرخه تکرار می‌شود، سنگینی‌اش بر شانه‌های همان مردمی فرود می‌آید که از ساحل جنوب، کشتی‌ها را می‌بینند که می‌آیند و می‌روند و سهمشان از «اصلاح» فقط تغییر چند نام در بندهای قرارداد است. خلیج، بازار و امنیت کشتیرانی با روایت‌های نیمه‌کاره آرام نمی‌گیرند؛ پاسخ‌های روشن و قابل رسیدگی لازم است.

مطالبات صریح

اکنون افکار عمومی حق دارد پاسخ شفاف این پرسش‌ها را بشنود: رابطه یاشار سلطانی با حسین آقایاری چیست؟ چرا پرونده آقایاری در افشاگری‌های اخیر او برجسته نشد؟ آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار یا هر مبلغ دیگری میان آقایاری، واسطه‌های او و سلطانی جابه‌جا شد؟ و آیا انتخاب تراستی‌هایی که نامشان منتشر شده، حاصل یک تحقیق مستقل است یا بخشی از تسویه‌حساب میان شبکه‌های رقیب در تجارت نفت؟

پاسخ روشن، مستند و قابل بررسی به این پرسش‌ها مرز میان روزنامه‌نگاری تحقیقی و افشاگری گزینشی را مشخص می‌کند. این بار موضوع فقط یک پرسش از یک خبرنگار نیست؛ موضوع جایگاه نفت خلیج فارس در معادله رانت و تحریم است، و این‌که چه کسی نام‌ها را انتخاب می‌کند تا بازار را به جهت دلخواهش هل بدهد.

چرا این خبر مهم است

زیرا پای نفت خلیج فارس در میان است؛ نفتی که با سازوکارهای غیرشفاف و چندلایه جابه‌جا می‌شود و هر دستکاری در روایت، آثار مستقیم بر بازار، کشتیرانی و امنیت مسیرها دارد.

زیرا پرونده حسین آقایاری با طرح دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت و بدهی چندمیلیارددلاری، به‌نسبت وزن واقعی‌اش در حاشیه نگه داشته شد و این حاشیه‌سازی باید با پاسخ‌های صریح شکافته شود.

زیرا قرارداد مرتبط با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد شد و همچنین فروش و اجاره‌ مجدد کشتی‌های تحریمی مطرح است؛ زنجیره‌ای که باید بندبه‌بند روشن شود.

زیرا پیگیری پرسش ۲۰۰ هزار دلاری و نسبت آن با الگوی برجسته‌سازی نام‌ها، مرز میان تحقیق مستقل و تسویه‌حساب باندی را تعیین می‌کند.

زیرا نتیجه افشاگری‌های گزینشی، نه اصلاح ساختار که جابه‌جایی ذی‌نفعان است؛ و در پایان بازهم مردم هزینه می‌پردازند و فقط امضاها عوض می‌شود.

چرا این خبر مهم است؟

• نفت خلیج فارس با سازوکارهای غیرشفاف جابه‌جا می‌شود و هر دستکاری در روایت، بازار و امنیت مسیرها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
• پرونده حسین آقایاری با ابعاد ۹۰ میلیون بشکه و بدهی چندمیلیارددلاری در حاشیه مانده و این سکوت باید شکسته شود.
• قرارداد با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد شده و موضوع کشتی‌های تحریمی مطرح است.
• پاسخ به پرسش ۲۰۰ هزار دلاری مرز تحقیق مستقل و تسویه‌حساب باندی را روشن می‌کند.
• افشاگری گزینشی ساختار را اصلاح نمی‌کند؛ فقط ذی‌نفعان را جابه‌جا می‌کند و هزینه‌اش به مردم می‌رسد.