تسلط ایران بر تنگه هرمز در فوریه ۲۰۲۶ با حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به این کشور، تحولات ژئوپلیتیک قابل توجهی را در غرب آسیا رقم زد. این تحولات فراتر از مرزهای منطقهای رفته و مستقیماً بر اقتصاد جهانی، به ویژه ایالات متحده تأثیر گذاشته است. در این میان، دو مساله کلیدی درهمتنیده وجود دارد: کنترل ایران بر تنگه هرمز و فشار فزایندهای که بر فدرال رزرو آمریکا وارد میشود تا چرخه افزایش نرخ بهره را از سر بگیرد.
تسلط ایران بر تنگه هرمز و پیامدهای آن
تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان شناخته میشود، به طوری که حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع دنیا از این آبراه عبور میکند. تسلط ایران بر این گذرگاه، موقعیت ژئوپلیتیک این کشور را از یک قدرت منطقهای به یک قدرت تعیینکننده در معادلات جهانی انرژی ارتقا داده است. این کنترل نه تنها یک مزیت نظامی محسوب میشود، بلکه ابزاری برای حکمرانی استراتژیک نیز به شمار میآید. ایران با استفاده از کنترل بر ترتیبات کشتیرانی و هزینههای خدمات دریایی، قواعد بازی را در یکی از مهمترین شریانهای اقتصاد جهانی تعیین میکند.
بیشتر بخوانید: هند، با قویترین چشمانداز رشد اقتصادی در جهان شناخته شد
این وضعیت، سه پیامد کلیدی را به همراه دارد: اول، بازدارندگی در برابر فشارهای خارجی به دلیل اینکه هر تهدید علیه ایران با خطر اختلال در بازار جهانی انرژی مواجه میشود. دوم، افزایش وزن چانهزنی ایران در مذاکرات منطقهای و بینالمللی. سوم، تثبیت نقش ایران به عنوان قدرت نظمساز در خلیج فارس، که پیشتر در انحصار آمریکا بود.
فدرال رزرو و افزایش نرخ بهره
عدم قطعیت در تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی انرژی، فدرال رزرو را وادار کرده که در سپتامبر ۲۰۲۶ نخستین افزایش نرخ بهره از ژوئیه ۲۰۲۳ را به اجرا درآورد. رئیس فدرال رزرو این افزایش را به عنوان «پس گرفتن بخشی از سیاست تسهیلی» توصیف کرد و هشدار داد که هنوز کالاها و خدمات بسیاری وجود دارند که قیمتشان با نرخ سالانه بیش از ۳ درصد رشد میکند. پیشبینیهای جدید نشان میدهد که شاخص قیمت مصرفکننده در سال ۲۰۲۶ به طور میانگین به ۳,۷ درصد خواهد رسید و تورم کلی تنها تا سال ۲۰۲۹ به هدف ۲ درصد بازمیگردد.
تغییرات در انتظارات بازار، خود به عنوان یک مکانیزم تشدیدکننده عمل میکند. هرچه بازار بیشتر به افزایش نرخ باور داشته باشد، هزینه استقراض دولت و بنگاهها سریعتر بالا میرود و فشار تورمی را تشدید میکند. این موضوع به وضوح نشاندهنده چالشهای جدی برای فدرال رزرو و اقتصاد آمریکا است.
نسبت پرداخت بهره به تولید ناخالص داخلی در آمریکا به مرز ۵ درصد نزدیک شده است و این کشور را در جمع آسیبپذیرترین اقتصادهای جهان قرار میدهد. ترکیب این سه عامل، یک دور باطل را ایجاد میکند: کنترل ایران بر تنگه هرمز قیمت انرژی را بالا نگه میدارد، افزایش قیمت انرژی تورم را تقویت میکند، و در نهایت، فدرال رزرو را وادار به افزایش نرخ بهره میکند که این امر هزینه خدمات بدهی را چند برابر میکند.
در نتیجه، این وضعیت به کابوسی برای دولت فدرال و کاخ سفید تبدیل شده است. دولت نه میتواند از تنگه هرمز عقبنشینی کند و نه میتواند تورم را بدون رکود مهار کند. این چالشها به وضوح نشاندهنده ضعف ژئوپلیتیک و انسداد سیاست پولی در آمریکا هستند.
بیشتر بخوانید: تأثیر نوسانات نرخ بهره بر جریان سرمایهگذاری در صندوقهای اعتباری · انتظار ترامپ برای ازسرگیری مذاکرات با ایران در هفته آینده




