جزیره کیش، فراتر از یک مقصد تفریحی، ویترینی از توانمندیهای اقتصادی، نمادِ توانِ گردشگری ایران در خلیجفارس و بخشی از امنیتِ پایدارِ جنوب کشور است. با این حال، آنچه امروز در سیمای اقتصادی این جزیره و در راهروهای مراکز خرید آن مشاهده میشود، حکایت از یک «رکود ساختاری» دارد؛ رکودی که اگرچه با تنشهای پیرامونی و محدودیتهای پروازی کلید خورد، اما ریشه در خطاهای مدیریتی و غفلتهای استراتژیکِ سالیان گذشته دارد.
آسیبشناسی؛ فراتر از تنشهای پروازی
تقلیلِ مشکلات کیش به «کمبود بلیت هواپیما» یا «شرایط جنگی منطقه»، سادهانگاریِ صورتمسئله است. مسئله اصلی، وابستگیِ تکمجراییِ «جزیره» به «آسمان» است. کیش به عنوان یک منطقه آزاد، نباید در برابر کوچکترین اختلال در ناوگان هوایی، دچار ایستایی شود. غفلتِ استراتژیکِ ما، ندیدنِ ظرفیتِ بیبدیلِ دریا بوده است. دریایی که نه «گزینه جایگزین»، بلکه باید «شریان حیاتیِ اصلی» این جزیره باشد.
بیشتر بخوانید: افزایش ۱۶۵,۰۰۰ شغل در ایالات متحده در ماه اکتبر ۲۰۲۶
در بُعد داخلی، وضعیت مراکز تجاری کیش هشداردهنده است. خالی ماندن بیش از ۳۰۰۰ غرفه در پاساژها، تنها یک آمار اقتصادی نیست؛ بلکه نشاندهنده «سقوطِ زنجیره ارزش» در اقتصادِ خردِ جزیره است. وقتی بازارها که موتور محرکِ فروشِ البسه، لوازم خانگی و کالاهای مصرفی هستند، از رونق میافتند، زنجیرهای از بیکاری، افت درآمد و ناامیدی در میان فعالان اقتصادی شکل میگیرد که احیای آن، نیازمند «جراحیِ ساختاری» است، نه مسکنهای موقت.
دریا؛ شریانِ حیاتی و نه جایگزینِ موقت
راهبردِ برونرفت از این بنبست، بازتعریفِ رابطه کیش با خشکی از طریقِ «دریا» است. بنادر چارک و آفتاب، دروازههای استراتژیکِ ما هستند که سالها در حاشیه ماندهاند. تبدیلِ این بنادر به قطبهایِ مدرنِ مسافری و خودروبر، نیازمند یک انقلابِ لجستیکی است. ما نیازمندِ استقرارِ ناوگانی هستیم که «امنیت، سرعت و قیمتِ تمامشده» را تضمین کند. سفرِ ترکیبی (ریلی-دریایی)، اتصالِ شبکه ریلی کشور به بنادر جنوب و انتقالِ دریاییِ استاندارد به کیش، میتواند وابستگیِ مطلق به هواپیما را بشکند. دریا نباید در زمانِ بحران «فراخوانده شود»، بلکه باید در زمانِ آرامش «ساخته شود».
برای احیای آن ۳۰۰۰ غرفه خالی، باید سیاستگذاریِ تشویقیِ جسورانهای اتخاذ کرد. بسته «نجاتِ بازارها» میتواند شاملِ این محورها باشد: ۱. بستههای مالیاتی و عوارضی: کاهش یا بخشودگیِ عوارضِ بندری و گمرکی برای کسبههایی که واحدهای راکد را فعال میکنند. ۲. مدلهای تهاتر و تسهیلات: مالکانِ مجتمعهای تجاری باید با حمایتِ سازمان منطقه آزاد، به سمتِ مدلهای «اجارهبهایِ شناور» یا «تقسیطِ بلندمدت» هدایت شوند تا مانع از ریزشِ بیشترِ کسبوکارهای کوچک شوند. ۳. جشنوارههای تجاری: کیش باید دوباره به «مرکزِ خریدِ باکیفیت و ارزان» تبدیل شود. برگزاری جشنوارههای بزرگِ تجاری با تخفیفهای واقعی، میتواند گردشگر را نه فقط برای تفریح، بلکه برای «خریدِ باصرفه» به جزیره بکشاند.
یکی از بزرگترین خطاهای استراتژیک در حکمرانیِ گردشگری ما، القایِ یک «دوگانه کاذب» بوده است؛ این باورِ غلط که «رونقِ اقتصادی و جذبِ گردشگر، مستلزمِ عقبنشینی از فرهنگِ حیا و ارزشهای اسلامی است». واقعیت، اما در تجربههای موفق جهانی متفاوت است. خانوادههای ایرانی که بخشِ اعظمِ تقاضایِ گردشگری را تشکیل میدهند، به دنبالِ مقصدی هستند که در آن «کرامتِ انسانی»، «امنیتِ روانی» و «آرامشِ خانواده» حفظ شود.
کیش میتواند و باید الگویِ «گردشگریِ خانوادهمحور» در خلیجفارس باشد. حیا در اینجا نه یک محدودیت، بلکه یک «سرمایه» و بخشی از «کیفیتِ میزبانی» است. با توسعهی زیرساختهایِ خانوادگی، پلاژهای مجهز و آموزشِ اصناف برای برخوردِ حرفهای و محترمانه، میتوان کیش را به مقصدِ اولِ گردشگریِ عفیفانه و پرنشاط تبدیل کرد. رفاه و اقتصاد، در تقابل با ارزشهایِ هویتی نیست، بلکه در بسترِ آن، پایدارتر و باکلاستر خواهد بود.
کیش، مرواریدی است که زیرِ گرد و غبارِ «نگاههایِ کوتاهمدت» و «مدیریتهایِ بخشی» در حالِ کدر شدن است. بازسازیِ این جزیره، نه با وعده و وعید، بلکه با یک «ارادهیِ ملی» و «تصمیماتِ جسورانه» ممکن است. وقت آن است که دولت، با درکِ درستِ این واقعیت، فرمانِ «بازگشت به دریا» و «احیایِ تجاریِ بازارها» را صادر کند. کیش میتواند دوباره بدرخشد؛ به شرط آنکه مدیرانِ ما، شجاعتِ عبور از رویکردهایِ سنتی و گذار به یک مدلِ حکمرانیِ مدرن، دریامحور و ارزشمدار را داشته باشند.
بیشتر بخوانید: تحولات بازار انرژی جهانی در سال ۲۰۲۶ و تأثیر آن بر خلیج فارس · حادثهای مرگبار در کاپادوکیا ترکیه به دلیل ریزش سنگ




